![]() | حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردی | ![]() |
شاهان قاجار از سال 1200 هجرى تا 1339 هجرى قمرى، در ايران سلطنت كردند، كه معروفترين آنها فتح على شاه و ناصر الدين شاه بودند، در اين عصر نيز علماى بزرگى در حوزه علميه قم به تحصيل و تدريس اشتغال داشتند، به ويژه با سكونت مجتهد عالى مقام مرجع تقليد، آيتالله العظمى ميرزاى قمى (رحمه الله) (116) در قم عصر سلطنت فتح على شاه حوزه عليمه قم، مايه بركات و آثار و توسعه حوزه علميه قم گشته است.
توضيح اينكه: مدرسه فيضيه كه باسازى نخستين آن در دوره صفويه تا حدود حوض وسط مدرسه بود، در عصر فتحعلى شاه در سال 1213 و 1214 هجرى قمرى و بازسازى ديگر شد.
و بناى اصلى مدرسه دارالشفا به دستور فتحعلى شاه انجام گرفت.
مدرسه حاجى ملاصادق واقع در گذر قاضى قم، توسط ميرزا آقا خان از رجال دولتى ناصر الدين شاه ساخته شد و...
به اين ترتيب مىبينيم حوزه علميه قم در اين عصر، وارد مرحله جديدى شده و رونق عميق و گستردهاى داشته است.
يكى از برجستگان حوزه عليمه قم مرحوم آيتالله العظمى ميرزا محمد فيض؛ بود، او در سال 1293 هجرى قمرى در قم ديده به جهان گشود و در 25 جمادى الاولى سال 1370 در 77 سالگى رحلت نمود، قبر شريفش در صحن عتيق جلوى ايوان طلاى بارگاه ملكوتى حضرت معصومه (عليها السلام) گرفته است.
اين مرد بزرگ با تدريس و تأليف و تربيت شاگردان، قدمهاى راسخى در تحكيم و گسترش حوزه علميه برداشت.
او در سال 1340 هجرى قمرى براى گسترش علوم و توسعه حوزه علميه، براى آيتالله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى كه در آن وقت در اراك بود، نامه نوشت و او را به سكونت در قم دعوت كرد، و افرادى را به اراك فرستاد، تا با پيام شفاهى، دعوت كتبى قبلى را تأكيد كند، پىگيرىهاى او و ديگران باعث شد كه آيتالله حائرى در همان سال 1340 به قم آمد.
آقاى فيض شخصا همراه آقاى توليت با بسيج كردن مردم، به محله شاه جمال رفتند، و استقبال گرمى از آيتالله حائرى نمودند، پس از ورود آيتالله حائرى به صحن حضرت معصومه (عليها السلام) چون نزديك غروب بود، آيتاللهفيض نماز جماعت خود را كه در صحن نو مىخواند به آيتالله حائرى واگذار كرد و خود و همه علما به آيتالله حائرى اقتدا كردند، شب بعد آيتالله فيض به صحن آمد، آيتالله حائرى به او فرمود: اگر بايد من نماز بخوانم، پس ميل ندارم شما اقتدا كنيد. در نتيجه آيتالله فيض محل نماز جماعت خود را به مسجد امام قم انتقال داد.
به اين ترتيب مرحوم فيض، مرجعيت خود را فداى توسعه حوزه علميه نمود، و با دعوت از آقاى حائرى، و استقبال از ايشان، گام بزرگى براى تحكيم و استوارى و گسترش حوزه برداشت.
از گفتنىهاى جالب اينكه: آيتالله فيض هنگام قنوت نماز، در حالى كه مىگفت: الهنا عاملنا بفضلك؛ اى خداى ما با ما به فضل و كرمت رفتار كن. جان به جان آفرين سپرد. در آن عصر هشتاد هزار نفر، در زير باران، جنازه او را تشييع كردند، آيتالله العظمى بروجردى (رحمه الله) بر جنازهاش نماز خواند، و تاريخ رحلت او را روى قبرش آيتالله الفيض نوشتهاند كه جمله به حساب ابجد 1370 مىشود، يادش به خير و خدماتش هميشه در خاطر زنده باد.(117)
حوزه علميه قم همچنان در نوسانات مختلف ادامه داشت، ولى داراى تشكل و انسجام نبود، بلكه مىتوان گفت: پس از رحلت آيتالله ميرزاى قمى (در سال 1231 هجرى قمرى ) سالها در فترت و ركود به سر مىبرد و نياز مبرم به عالمى وارسته و مجتهدى استوار و پر صلابت و مدير و مدبر داشت، تا اينكه قرعه اين فال به نام مرجع عظيم الشأن حضرت آيتالله العضمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى (رحمه الله) افتاد، و با ورود اين بزرگمرد علم و عمل، حوزه آنچنان متشكل و منظم و با شكوه شد، كه او را موسس حوزه علميه قم، مىباشند، زيرا حوزه علميه در اين تاريخ به دست مبارك اين بزرگ مهر اليه، نوسازى و باسازى گرديد، از اين رو چنان كه بيان شد حوزه عليمه قم در عصر امام صادق (عليه السلام) پى ريزى شد و ادامه يافت.
در گفتار مقام معظم رهبرى حضرت آيتالله خامنهاى (در 13 آذر سال 1374 در صحن مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) چنين آمده:
اين خصوصيت (اتصال مردم قم به اهلبيت (عليهم السلام) براى شما مردم قم، تقريبا از 1200 سال قبل تا امروز هست، اين خصوصيات است كه اينجا (قم) پذيرايى كننده بزرگترين حوزه علميه طول تاريخ شيعه است. ما در طول تاريخ از اول تشكيل حوزههاى عليمه طول تاريخ شيعه است. ما در طول تاريخ از اول تشكيل حوزههاى عليمه تشيع تا امروز به بزرگى اين حوزه مباركهاى كه به دست مرحوم آيتالله حائرى (رضوان الله تعالى عليه) در اين شهر، بنيان شد يا باسازى گرديد، و در زمان مرحوم آيتالله العظمى بروجردى، عظمت و اعتلا پيدا كرد، و سپس به بركت امام بزرگوار و انقلاب عظيم به اوج اعتلاى خود رسيد، در هيچ جاى دنيا نداشتهايم.(118)
آيتالله حائرى در حدود سال 1276 هجرى قمرى در روستاى مهر جرد يزد ديده به جهان گشود(119) وى سالها در نجف اشرف و كربلا و سامرا به تحصيل و تدريس اشتغال داشت، سرانجام در سال 1332 هجرى قمرى به دعوت علماى اراك، وارد اراك شد و به ترتيب شاگرد پرداخت، تا اينكه در اواخر سال 1299 شمسى مطابق سال 1340 هجرى قمرى براى زيارت و تحويل سال به قم آمد، و بر اثر دعوت و اصرار علما و دانشمندان حوزه علميه فعلى را پى ريزى كرد، براى طلاب علوم دينى امتحان و شهريه قرار داد، و قانون اتحاد شكل (به لباس روحانيت) اجرا شد، به طورى كه در پرتو تدبير و مديريت و همت والادى اين مرد بزرگ، مدارس قم پر از طلاب گرديد و تحول عظيمى در حوزه علميه به وجود آمد، و نام حوزه علميه قم در همه جا شهرت يافت، از اين رو وى را به عنوان موسس حوزه علميه قم ياد مىكنند، يكى از آثار مكتب درسى آيتالله حائرى در حوزه علميه قم، برخاستن اساتيد و مراجع بزرگى، از جمله: حضرت آيتالله العظمى شيخ محمد على اراكى (رحمه الله) و حضرت آيتالله العظمى سيد محمد گلپايگانى (رحمه الله) و حضرت امام خمينى (رحمه الله) است، كه اگر هيچ اثرى جز اين نداشت، براى نشان دادن عظمت حوزه در اين عصر، كفايت مىكرد، تعداد طلاب حوزه علميه قم در اين عصر از يك هزار تا دو هزار نفر مىرسيد.
آيتالله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى، در شب 17 ذيعقده سال 1355 هجرى مطابق با 10 بهمن 1315 شمسى از دنيا رفت، و مرقد شريفش در مسجد بالا سر در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) قرار دارد.
جالب اينكه: نام آيتالله حائرى با اين تعبير حاجى شيخ عبدالكريم يزدى به حساب ابجد برابر 1340 (قمرى) است كه او در همين سال وارد قم شد و به تأسيس جديد حوزه پرداخت، و همچنين عبارت حاج شيخ عبدالكريم به حساب ابجد برابر 1299 است، كه او در همين سال 1229 شمسى، وارد قم براى تأسيس جديد حوزه شد.
مرحوم آيتالله سيد صدرالدين صدر، در قصيدهاى كه در مدح او سروده، تاريخ رحلتش را به حساب ابجد با اين جمله تطبيق نموده: لدى الكريم، حل ضيفا عنده (يعنى او به عنوان مهمان به محضر خداوند كريم وارد شد)
اين جمله به حساب ابجد مطابق با 1355 قمرى سال رحلت ايشان است.(120)
پس از رحلت آيتالله حائرى (رحمه الله) سه تن از مراجع و علماى بزرگ، و مجتهدين از شاگردانش، مانند آيتالله العظمى سيد محمد حجت، و آيتالله العظمى سيد صدر الدين صدر، و آيتالله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى، به طور ائتلاف سرپرستى حوزه را بر عهده گرفتند، و از پاشيدگى آن ممانعت نمودند، در اين راه دوره كه از سال 1315 شمسى تا سال 1324 ورود آيتالله بروجردى (يعنى 9 سال) طول كشيده نيز به تدريج بر عظمت حوزه از نظر كميت و كيفيت افزوده شد، احداث مدرسه حجتيه كه يكى از مدارس علمى عظيم حوزه علميه قم است از آثار اين دوره تحت زعامت آيتالله حجت مىباشد كه به روشنى از افزايش طلاب و وسعت حوزه در اين دوره حكايت مىكند.
اين مدرسه داراى پاركهاى متعدد و مسجد و آب انبار و صحن بزرگ است، كه پس از فيضيه و دار الشفاء به عنوان دومين مركز تجمع طلاب حوزه علميه قم، به شمار مىآيد.
در همين عصر در بين فضلاى حوزه علميه قم گفتگو بود تا از آيتالله العظمى بروجردى (رحمه الله) كه در آن روز در بروجرد سكونت داشت، دعوت به عمل آورند، تا فقيهى بزرگتر به قم به بيايد و زعامت حوزه را به دست گيرد.
سرانجام اين دعوت انجام شد، و آيتالله بروجردى (رحمه الله) در سال 1324 شمسى وارد قم شد.
آيات ثلاث (آيتالله خوانسارى، آيتالله حجت، آيتالله صدر) كمال احترام و تجليل را از آقاى بروجردى نمودند، سرانجام آيتالله خوانسارى در شهريور 1330 و آيتالله حجت در 29 ديماه 1331 شمسى و آيتالله صدر در پنجم ديماه 1332، رحلت كردند.
و دو مرجع بزرگ آيتالله سيد ابوالحسن اصفهانى در 13 آبان 1325 و آيتالله حاج آقا حسين قمى در اسفند همين سال در نجف اشرف رحلت كردند، مردم ايران و عراق و... متوجه آيتالله العظمى بروجردى شدند، به طورى كه ايشان مرجع كل گرديد، از اين رو حوزه علميه قم در پرتو توجهات مخصوص ايشان، و توجه مردم، رونق كامل يافت، و در اندك زمانى داراى تحولات عظيم گرديد، موقعيت حوزه در عصر مرجعيت آقاى بروجردى از نظرات مختلف، به پيش رفت، و پيوسته بر كمال آن افزود.
مدارس، كتابخانهها، درس و بحثها، نشريات و مجلات عربى و فارسى، و علوم مختلف اسلامى، در سطح عميق و گستردهاى، فعال شدند و زمان تصدى ايشان، تعداد طلاب ساكن در قم به شش هزار نفر رسيدند، با توجه به اينكه قبل از ايشان در حدود هزار تا دو هزار نفر بودند، كوتاه سخن آنكه حوزه علميه قم در عصر زعامت آيتاللهبروجردى از سال 1324 تا 1340 شمسى (16 سال) به صورت يك كانون عظيم علمى و فرهنگى و يك دانشگاه با عظمت فقه جعفرى درآمد، و همزمان تحولات عظيم سياسى، اجتماعى و دينى بر اثر آن حوزه به زعامت آيتالله بروجردى، در كشور رخ داد.
در اين عصر، يكى از اساتيد بزرگ و يكى از اركان حوزه علميه قم، كه استادى والا مقام، و مدرسى نيرومند بود، و نقش به سزايى در پيشرفت همه جانبه حوزه داشت، حضرت امام خمينى (رحمه الله) بود، درس اصول و فقه او، مهمترين درس حوزه، و پرجمعيتترين درسها بعد از آيتالله المعظمى بروجردى (رحمه الله) به شمار مىآمد(121).
پيشروى حوزه بر همين منوال ادامه داشت كه ناگاه حوزه در فروردين سال 1340 شمسى (مطابق با 13 شوال 1380 قمرى) با سوگ فقدان آيتالله العظمى بروجردى (رحمه الله) روبرو شده كه بزرگترين فاجعه براى جهان تشيع و به خصوص براى حوزه عليمه قم بود.
پس از رحلت آيتالله بروجردى، مراجع عظيم الشأن وقت همانند: امام خمينى (رحمه الله) و آيتالله العظمى گلپايگانى و آيتالله العظمى نجفى مرعشى و... زمام حوزه را بر عهده گرفتند، حوزه در مرحله ديگرى قرار گرفت و ماجراهاى سياسى در اين دوره، به خصوص ماجراى مبارزات روحانيت به رهبريت امام خمينى (رحمه الله) با رژيم ستم شاهى و طاغوتى پهلوى، حوزه را بيش از پيش، مورد توجه مردم قرار داد، چرا كه حوزه به صورت كانون و محور مبارزات شده بود، بر همين اساس روز به روز بر رونق حوزه مىافزود، و به عنوان شكوهمندترين كانون فرهنگى و مبارزاتى و سياسى، جلوه كرد.
پس از پيروزى انقلاب، حوزه به مرحله تازهاى وارد شد، و در ابعاد مختلف، مورد توجه قرار گرفت و گسترش يافت و هم اكنون حدود سى هزار نفر از طلاب ايرانى و خارجى در حوزه به درس و بحث اشتغال دارند و در تحت پوشش نظام جديد مديريت متمركز شدهاند و به روند تكاملى خود ادامه مىدهند، از زحمات طاقت فرساى شوراى مديريت قبل و مديريت و شوراى عالى كنونى تشكر مىشود كه صميمانه با تلاش پى گير و وسيع براى حفظ حوزه و پيشرفتهاى آن كوشا و جدى بوده و هستند.
چرا كه حوزههاى علميه، به خصوص حوزه علميه قم، اساس كار نظام دينى ما است، از اين رو در فرازى از گفتار رهبر انقلاب(122) حضرت آيتالله خامنهاى آمده: دستگاه مديريت حوزه علميه قم علاوه بر جديت و برنامهريزى، بايد نسبت به برگزارى همايشها و اجتماعات علمى اقدام كند.
مىدانيم كه هدف اصلى حوزههاى علميه، فراگيرى علوم اسلامى و در رأس آن فقه جعفرى، و تبليغ و ترويج آن علوم است، به طورى كه تمام قشرهاى مردم در امور و شوون مختلف دينى، بهرمند گردند، و وظائف و مسووليتها را بشناسند بنابراين هدف اصلى حوزه برد و پايه نهاده شده
1- اسلامشناسى عميق، 2- اطلاع رسانى، به گونهاى كه سخن امام صادق (عليه السلام) محقق شود كه فرمود:
و تصير معدنا للعلم و الفضل حتى لا يبقى فى الارض مستضعف فى الدين؛
قم مركز علم و فضيلت گردد، به گونهاى كه در سراسر زمين مستضعف دينى يافت نشود.(123)
و تعبير ديگر فرمود:
فيفيض العلم منه الى سائر البلاد، فى المشرق و المغرب فيتم حجه الله على الخلق حتى لا يبقى احد على الارض لم يبلغ اليه الدين و العلم ثم يظهر القائم (عج)؛
و از قم به تمام شهرها در شرق و غرب، علم و دانش منتشر مىشود، و حجت خدا بر همه تمام مىگردد، كسى در زمين باقى نمىماند كه دين و علم و از قم به او نرسد، سپس حضرت قائم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)ظهور مىكند(124).
آثار درخشان حوزه علميه قم، بسيار است، و فرزانگان برخاسته از آن فراوان هستند، در اينجا به عنوان نمونه به ذكر چند اثر، و چند نفر از برخاستگان حوزه مىپردازيم.
1- پرورش اساتيد برجسته در رشتههاى گوناگون اسلامى، مانند: فقه، اصول، تفسير، ادبيات، منطق، علم كلام، فلسفه، اخلاق و... در ميان اين اساتيد مراجع بزرگى برخاستند كه بعضى از دنيا رفتهاند و بعضى هم اكنون به رتق فتق امور اشتغال دارند، علامه طباطبايى صاحب تفسير ارزشمند الميزان و بسيارى از مسولان نظام، از جمله حضرت آيتالله شهيد دكتر محمد تقى بهشتى و رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله العظمى خامنهاى، و حضرت آيه الله شهيد صدوقى و حضرت آيتاللهشهيد قدوسى از همين حوزه برخاستهاند.
4- ايجاد بيش از يكصد مركز تحقيقاتى در سطح علميه قم.
5- پرورش مبلغين و گويندگان دانشمند و محقق براى ارشاد مردم، در داخل و خارج، كه بعضى از آنها در كشورهاى خارج با تجهيزات وسيع به زبانهاى مختلف دنيا، به ارشاد و تبليغ اشتغال دارند.
6- تأسيس كتابخانههاى بزرگ و پرمحتوا، كه هر كدام گنجينههاى عظيم فرهنگى و ماندگار براى اسلام مسلمانان هستند، در رأس آنها كتابخانه بزرگ آيتالله العظمى مرعشى نجفى (رحمه الله)، كتابخانه دفتر تبليغات اسلامى، و كتابخانه مدرسه فيضيه را مىتوان نام برد.
هم اكنون موقعيت حوزه علميه قم و آثار درخشان آن در تمام نقاط كشور ايران و در كشورهاى خارج در سطحى است كه گويى به مرحله تحقق پيشگويى جالب امام صادق (عليه السلام) نزديك شده آنجا كه فرمود:
فيفيض العلم منه الى سائر البلاد و...
پيش از ظهور قائم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)قم مركز علم و دانش مىگردد، و از آنجا علم و دانش به تمام شهرهاى غرب و شرق، انتشار مىيابد، و حجت خدا بر همه تمام مىشود، و كسى را نمىتوان يافت كه از اين سرچشمه دين و علم بهرهمند نشده باشد.(125)
بايد توجه داشت كه هر كدام از آثار فوق، منشأ دهها و صدها آثار درخشنده ديگر شده و خواهد شد.
به عنوان مثال: وجود ذيجود سه نفر از برخاستگان حوزه عليمه قم يعنى امام خمينى و شهيد مطهرى و شهيد بهشتى (قدس الله اسرارهم) را در نظر بگيريم، اين سه بزرگ مرد علم و دين و سياست، هر كدام سرچشمه صدها بلكه هزارها آثار و تحولات حوزوى، سياسى، علمى، اجتماعى و دينى شدهاند. (تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل).
كوتاه سخن آنكه: در مورد آثار تابناك حوزه علميه قم در رابطه با حفظ و گسترش اسلام از گزند دشمن در طول قرون و اعصار اسلامى، به خصوص در قرن اخير، سخن بسيار است و در اين گفتار نمىگنجد، ولى براى پى بردن به اوج عظمت و اهميت آن، كافى است كه به اين سخن پر ارج و عميق و حساب شده حضرت خمينى (رحمه الله) گوش جان فرا دهيم كه در پاسخ عدهاى كه گفته بودند: اگر بنا است مرجع دينى در سياست دخالت نمايد چرا مرحوم آيتالله حاج شيخ عبدالكريم حائرى (موسس حوزه علميه قم) اين كار را انجام ندادهاند؟ فرموده بود:
اگر مرحوم حاج شيخ در حال حاضر زنده بودند كارى را انجام مىدادند كه من انجام دادهام، و تأسيس حوزه علميه ايران آن روز، از جهت سياسى كمتر از تأسيس جمهورى اسلامى در ايران امروز نبود(126).
آيا به راستى جز اين است كه صاحبان اصلى انقلاب اسلامى ايران و بنيانگذار جمهورى اسلامى، از برجستگان حوزه علميه مىباشند؟!
مقام معظم رهبرى حضرت آيتالله خامنهاى (مدظله) در گفتار خود (در روز 13 آذر، كه در صحن مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) در برابر ابنوه جمعيت قم سخن مىگفت) فرمود:
عزيزان من، جوانان قم، مرد و زن مومن و انقلابى حريم اهلبيت و خانه ولايت! من امروز مايلم نگاهى به انقلابى كه شما اين قدر نسبت به آن خويشاوندى و نزديكى داريد بيندازم، و از آغاز تا امروز، و از امروز به بعد آن را مختصر ارزيابى كنم.
خيمه اصلى دستگاه حركت عظيم انقلاب اسلامى، اين جاست، به همين دليل دنيا متوجه قم است، دوستان انقلاب و اسلام، قم را دوست مىدارند، و مستكبران و ظالمان و انسانهاى شرير در هر جا كه هستند، قم را زشت مىدارند، و همه چيزش را مبغوض مىشمارند.(127)
از امورى كه هرگز نبايد آن را فراموش كرد، و نيز بايد آن را از افتخارات زندگى درخشان امام خمينى (رحمه الله) دانست، تحول عميق در ابعاد گوناگونى است كه توسط امام خمينى (رحمه الله) در حوزه علميه قم و سپس در حوزههاى ديگر، به وجود آمد.
آن بزرگمرد، حوزه را از زير حجاب تحجر و سطحى نگرى نجات داد. حوزهاى كه از واژه سياست، يا عرفان، وحشت داشت، سردمدار سياست گرديد و به عرفان حقيقى در كنار فقه، روى آورد.
او طلبهها را از گوشه انزوا بيرون كشيد، و به عرصههاى جهاد و شهادت، سياست و عرفان وارد ساخت، و در جهات مختلف، حتى در جهت تغيير فرهنگ ادبيات حوزه، منشأ خيرات و بركات بسيار گرديد. او در ضمن نامهاى خطاب به حوزويان تحول يافته مىنويسد:
سلام بر حماسه سازان هميشه جاويد روحانيت، كه رساله علميه و علميه خود را به دم شهادت و مركب خون، نوشتهاند، و بر منبر وعظ و خطابه ناس، از شمع حياتشان گوهر شب چراغ ساختهاند، افتخار و آفرين بر شهداى حوزه و روحانيت كه در هنگامه نبرد، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند، و عقال تمنيات دنيا را از پاى حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به مهمانى عرشيان رفتند، و در مجمع ملكوتيان، شعر حضور سرودهاند.
آنان كه حلقه ذكر عارفان و دعاى سحر مناجاتيان حوزهها و روحانيت را درك كردهاند، در خلسه حضورشان، آرزويى جز شهادت نديدهاند(128).
عنايت حضرت امام خمينى (رحمه الله) به رونق حوزه به حدى بود كه در اشعارى خطاب به امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف)چنين گويد: